خرید بک لینک

درباره سایت

عاشقانه های محمد و نازنین

این وبلاگ مخصوص افراد عاشق و دلداده هستش و همچنین با این کار خواستم علاقه شدیدم رو به نازنینم نشون بدم. ازتون خواهش میکنم درباره وبلاگ نظرتون یادتون نره ....ممنون از همتون

امکانات وب

<-BlogTitle-> -->-->-->

<-BlogTitle->
<-BlogDescription->
Ùx82اÙx84ب Ùx88بÙx84اگ
<-PostContent->
Ùx85Ùx88ضÙx88عات Ùx85رتبط: <-CategoryName->

برÚx86سبâx80x8cÙx87ا: <-TagName->

اداÙx85Ùx87 Ùx85Ø·Ùx84ب
[ <-PostDate-> ] [ <-PostTime-> ] [ <-PostAuthor-> ] [ -->-->--> ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

دربارÙx87 Ùx88بÙx84اگ

<-BlogAbout->
آخرÙx8aÙx86 Ùx85طاÙx84ب
Ùx85Ùx88ضÙx88عات Ùx88ب
برÚx86سبâx80x8c Ùx87ا
<-TagName-> (<-TagCount->)
آرشÙx8aÙx88 Ùx85طاÙx84ب
Úx86ت باکس

-->-->-->

اÙx85کاÙx86ات Ùx88ب
<-BlogCustomHtml->

 

 

سلام نازنينم

سلام به تو كه بهتريني و برايم بهترين خواهي ماند.

سلام به تو كه مقدس ترين آفريده خدائي و مرهم اين جان خسته . خورشيدي در شب هاي تار، گل سرخي در كويرتنهائي ، سيب سرخي در شوره زارغربت ، قصه اي در شب هاي دراز زمستان .

تو پرنده اي هستي در آسمان خلوت زندگي من كه هرنفسم به تو مي انديشم و با خيال توزندگي مي كنم .

بهترينم

چشم در انتظار توست و دلم در گرو عشق تو . دوست دارم تورا تنگ در آغوش بگيرم و تمام دلتنگيهايم را باشعرهايم به سرزمين چشمانت هديه كنم . دوست دارم شبنم هاي دلواپسي ام را در روي گل گونه هايت جاري سازم . صورتت را از اشكهايم خيس كنم وتو محكمتر و بلندتر از هميشه به من بگوئي خجالت بكش .

مهربانم

وقتي كه قدم در كشور عشقت گذاشتم با آغوشي باز به پيشوازم آمدي . مرا گرم در آغوشت جاي دادي و غرق بوسه ام كردي . هنوزهم مي توانم گرمي بوسه هايت را بر روي لبانم احساس كنم . چه لحظات با شكوهي .

وقتي دست دردستت گذاشتم قسم خوردي كه با من باشي . براي چون مني كه ميان خيل نامردان بودم باور چنين حرفي محال و خنده دار بود. سختي زيادي كشيدي نامردي ها ديدي اما سر حرفي كه زده بودي و قسمي كه خورده بودي ايستادي تا ثابت كني كه عشق آن چيزي نيست كه همگان آن را عشق مي نامند و بلكه يك عاشق واقعي براي معشوقه اش وبراي عشقش از جان خود مايه مي گذارد.

تو نه از اين ايل وتبار كه از آسمان آمدي . تو همان فرشته اي كه براي داشتن چون توئي زنده داري ها كردم . اشك ها ريختم . چه شبهائي كه به يادت بيدار ماندم . چه روزهائي كه به اميد يك لحظه ديدن تو سر از بالين برداشته ام . چه لحظاتي كه شايد ساعتها پشت پنجره نشسته ام كه لحظه ديده ام به ديدنت بينا شود.

چه لحظاتي كه از بيم از دست دادن تو زندگي به كامم تلخ شد . وچه لحظات شيريني كه دوباره اميد بودن و زيستن ودر كنار تو بودن مرا تا اوج شادي برد. تمامي اينها زندگي من اند و ثروت من اند . من به اينها زنده ام . من ترا آسان بدست نياوردم . تو همان نوشداروئي كه نه بعد از مرگ سهراب كه در بهترين زمان رسيدي . پس هميشه برايم بمان .

بهترينم در مدرسه عشقت الفباي عشق را يادم دادي . يادم دادي : كه ميتوان بود . مي توان زندگي كرد . ميتوان عاشق بود. مي توان دوست داشت . عشق را حرف به حرف و واژه به واژه برايم خواندي و معنا كردي . من در كلاس عشقت تنها ترين شاگرد بودم و برايم بهترين آموزگار شد . هرگز مهرباني هايت را فراموش نخواهم كرد.

عزیزم ؟

نازنینم عشقم را نه از روی جملاتم بلکه از چشمانم بخوان

برای فهمیدن معنی نگاهم دنبال کتابها نروجوابش را در قلبم خواهی یافت

خیلی... دوستت دارم... اشک تو چشامه میدونی همه محبت هات رو دارم ریزبینانه میبینم. و هیچی از ذهنم دور نمیره. و برای قدردانیت تا پای جون هم هستم... خودت میدونی خیلی مغرور هستم و به راحتی هر کسی رو تحسین نمی کنم. خودت می دونی که با وجود اینکه این همه از احساسم برات میگم، حتی یک بار هم حاضر نشدم الکی یا برای دلخوشی تو چیزی بگم و حاضر نشدم جز احساس و فکر واقعیم حرفی بزنم از آغاز غصه عشق من و تو بیش ازچند سال میگذره ، تو تموم این سالها حتی روی تو هم که عشقم بودی با سختگیری فکر می کردم. روی تک تک رفتارهات فکر کردم. از کنار هیچی نگذشتم... هیچ جا اجازه ندادم احساسم جلوتر از منطقم پیش بره. گاهی احساسم رو تو دلم حبس کردم و با منطق تو رو سنجیدم. و چیزی که همیشه برام ثابت شد و باعث غرورم شد، این بود که انسان بزرگی هستی بسیار فهمیده ، با شعور و با شخصیت دارم میبینم که برام داری از خیلی چیزا مایه میذاری. دارم می بینم که چه سختی هایی رو داری متحمل میشی. دارم می بینم که حس مسئولیتت چقدر بالاست. روی همه اینا دقیق شدم. هر چند می دونم شرایط ، تو رو در تنگنا قرار داده اما دارم می بینم که فداکارانه اجازه نمیدی غصه رو قلبم بشینه یا احساس تنهایی کنم. اینا رو همه می بینم

علی رغم اینکه می بینم تو اجتماع پسر مغروری هستی، دارم میبنم که منو از همه دنیا جدا می کنی. برای حرف هام ارزش قائلی... به خواسته هام بها میدی... به احساسم توجه می کنی... سنگ صبورم هستی... و همه ی اینها باعث شده که ارزشت روز بروز برام بالاتر بره بهت افتخار می کنم و از اینکه عاشق توام حس غرور می کنم خودت هم می دونی که عشق ما هرگز از یه نگاه یا از عوامل سست شروع نشد... پس اگه حس غرور می کنم، به نظر خودم غرور ارزشمندیه که حاضر نیستم با همه دنیا عوضش کنم تا حالا سعی کردم همه جا و به هر شکلی همراهت باشم. نمی دونم چقدر موفق بودم اما از این لحظه هم بیش از پیش پشتت هستم. خستگی هات رو میبینم... اینکه خیلی بالاتر از سنت هستی. تلاشت برای آینده هامون رو میبینم و برام قابل تحسینه. هر روز برام بالاتر رفتی. روز به روز بیشتر از داشتنت حس غرور کردم... همیشه و هر لحظه کنارت هستم. شاید باور نکنی اونقدر سعی می کنم تو غیابت هم همراهت باشم که وقت انجام هر کاری حضورت رو کنارم حس می کنم و به عکس العمل ها و نظراتت فکر می کنم. و حتی شاید باور نکنی اگه بگم اونقدر با وجود اینکه پیشم نیستی، باهات حس همراهی می کنم که مثلا وقتی از سر کار میای یا شب هایی که درس می خونی، جز به جز همراهت هستم نیروی عشق مقدس تو و مجموعه ی توانائیها و خوبیهات باعث شده که احساس پشت گرمی کنم و سختی های این راه رو با تکیه به تو تحمل کنم. ایمان دارم که همیشه تو زندگی پناه و ارامشگاهم خواهی بود شاید اگه تا صبح ازت بنویسم کم باشه . امشب خدا رو بخاطر داشتنت شکر می کنم و ازش می خوام تا ابد برام تو رو به همین شکل امروز نگه داره

دوستدارتو ...محمد

 

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: محمد و نازنین 2عاشق مهربون تاريخ: پنجشنبه 27 مهر 1391 ساعت: 19:53

صفحه بندی

نويسندگان

آرشیو مطالب

پيوندهای روزانه

لینک دوستان

خبرنامه